X
تبلیغات
رایتل
شنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1390 @ 08:53 ب.ظ

دکتر بیا اینجا !

 

 با عرض سلام و پرسیدن سوال که کی خسته ست ؟


غرض از مزاحمت این بود که پس از مدتی که فعالیت هایم در این عرصه ی مجازی ، رو به افول گذاشته بودند ، دوباره الکی تصمیم گرفتم که یک وبلاگ گروهی بزنم . اصلا من وقتی به این داستان وبلاگ زدن از منظر ژنتیکی نگاه می کنم ، به راحتی درمی یابم که ما (من و اجدادم ) کلا ژنتیکی توی اینجور کارا اوستا بودیم ! یعنی یا وارد کاری نمیشدیم یا تا تهِ تهش میرفتیم . مثلا ممد آقای قاجار، یکی از اجداد من بوده و ایشون دست توانمندی در امر ازدواج داشته و دلبرکانی همچون : بلقیس ( دختر سفیر بلاروس ) ، ام کلثوم ( دختر ترشیده ی خلیفه عربستان ) ، عقدس ( بچه محل سابقش ) و ..... از سوگلی هاش بودند . حالا اگه با این پیشینه به من نگاه کنی ، به راحتی متوجه میشی که دلیل افتتاح وبلاگ های :بیشه 1،2 و باغ بی برگی و چندین وبلاگ که نامشون از ذهنم پاک شده ، چی بوده و چی هست و در نگاهی عمیق تر چی خواهد بود !


سخن کوتاه کنم دکتر جان ، خدمتت عارضم که با جمعی از رفقای باحال دور هم جمع شدیم که میخوایم یه مجله وبلاگی راه بندازیم و من احساس کردم که حضور شخص سخنور و سخندان و دانشمندی همچون شما در این محفل علم و ادب و ذوق و شور ، لازم و ملزوم است ! از همین رو این نومه رو واست سندش می کنم که بهت بگم : دکتر بیا اینجا ! بیا و بخش روانشناسی رو در دستان پرمهرت به رشد و شکوفایی برسان ! همچین برسان که خودش نفهمه چجوری رسیده ! مشتی جون اگه کسی بود که مثل خودت دکتر بود ، اصلا وقتتو نمیگرفتم ولی چه کنم که مرید درگاهتم و کفتر جلد خونتم ! بخوری پاتم ، نخوری پاتم ، آخه آش کشک خالتم ! ذغال بافورتم . آتیش منقلتم ! سینه چاک دلتم ، دل انگیز ! 

 

با تشکر فائزه ، م . ح . م . د بلاگ ساز



با سلام و یادآوری اینکه دشمن بی پدر خسته ست ،


خب من واقعا مدت مدیدی بود که نگران فعالیت های تو بودم . وقتی به صورت یک سریال بهشون نگاه می کردم تازه متوجه میشدم که حرکت بعدی تو ، مسلما خطرناک تر خواهد بود و از لحن نامه هم مشخص شده که پر بیراه نمی گفتم ! یک بار به لحن گفتارت دقت کن فرزندم ... بله شما دچار بیمار چندشخصیتی شدی که این مشکل در مراحل ابتدایی به صورت دو شخصیتی ست و در مراحل پیچیده ( یعنی مورد خودت ) به چند ده شخصیتی هم میتواند برسد . اما هیچ غصه نخور که دکتر اینجاست تا همین مشکلات رو برطرف کنه ... من از نوشته ات متوجه شدم که به شدت علاقه مند به ازدواج و عروسی هستی و دلیل  این ادعا هم، اسم جد بزرگوارت است یعنی ممد آقای قاجار ... تو می تونستی اسم رضا شوفر رو ببری ولی آدم برجسته ی زندگیت کسی نیست جز همون ممد آقا و تو هم با بردن نام خانم "س" و چندین مورد دیگه ، این داستان را بر همگان آشکار نموده ای ... اما بحث در مورد این علاقه ات به وبلاگ داشتن ، بحث دیگری ست که تنها به ضمیر ناخودآگاهت برمیگردد و آنجاست که تو شب ها در خواب دچار توهم میشوی و با خود میگویی که : هی وای من ، اف بی آی میخواد بیاد دستگیرم کنه بخاطر نوشته هام ، پس باید برم یه وبلاگ جدید بزنم ! اما آیا تا به حال دقت کرده ای که اف بی آی مخفف چیست ؟؟؟


ذهنت را خسته و ضمیر ِ فراموش شده ات را نگران نسازم ، من به این وبلاگ خواهم پیوست . نه بخاطر تو ، نه بخاطر بیماری ات ، فقط بخاطر جمعی که قرار است دوستانه در کنار هم کمک کنند تا ملتی را از لذت خواندن سرشار نمایند ... بخاطر احترام به هدفشان کلاه از سربرمیدارم و فریاد میزنم : دکتر اومده اونجا ! داشتم فراموش می کردم ای طفل بازیگوش که اف بی آی مخفف این کلمات است : فرنگیس ِ بی پدر یادم کن !

دکتر مشتی فروید


پی نوشت : ای دوستان من ، اینجا مکانی ست که من خود را موظف نموده ام تا به سوالات روانشناسانه و روان پزشکانه ی شما پاسخ گو باشم . پس بپرسید و مطلع شوید و بدانید که اگر جواب تان را نمی دانستم ، به روی خودم نمی آورم . راه تماس با من هم ، همین ارتباط با من و ایمیل وبلاگ است . منتظر سوالات گرم و سرد شما هستم !