X
تبلیغات
رایتل
شنبه 10 اردیبهشت‌ماه سال 1390 @ 09:04 ب.ظ

تیراژه اجتماعی نویس میشود!

 

 سلام تیراژه هستم ۲۵ ساله! 

کمی بیش از ۲ ماه است که دارای وبلاگ شخصی شده ام و یک عالمه دوست بلاگی.. 

قبلا در وبلاگی گروهی حدود ۱۵۰ پست نوشته ام با نام مستعاری پسرانه و صد البته لحنی پسرانه نیز!که هنوز این لحن گاهی در پستها و کامنتهایم خودش را لو میدهد..میبخشید دیگر! 

4_5 روز پیش چند نفر از دوستان دعوتم کردند که بخش اجتماعی مجله دهه ی ۹۰ را در دست بگیرم..های وای من! 

واژه ی مجله من را یاد سروش نوجوان و کیهان بچه ها ی کودکی هایم می اندازد...چلچراغ...دو هفته نامه های به ظاهر سبز ولی زرد بنیه ی خانوادگی...مجله ی فیلم و سینما...مجله ایده آل و همردیفان خوش آب و رنگش که انگاری فقط قشر مرفه را آدم حساب میکنند و لاغیر...!

و اما دهه ی ۹۰...مجله ای اینترنتی! وقتی نیما و م.ح.م.د از مجله گفتند مصاحبه های جالبی که در وبلاگها خوانده بودم به ذهنم آمد و رمزی که کیامهر خان قرار بود در دنیای ارواح با آن مدیومش را قالب کند به م.ح.م.د بیچاره! 

بگذریم....قرار است اجتماعی نویس این مجله باشم...از همین ابتدا می گویم که بنا نیست صفحه ی حوادث روزنامه ها یا اخبار سایت های خبری را رونویسی و یا تجزیه و تحلیل کنم و موشکافی و راهکار اندیشی و علت و معلول یابی احیانا!!!  

اجتماع من همین آدمهای کوچه و بازار است....ترافیک و داد و بیدادهای روزمره....هم نسلی های گرفتار آدیداس و اکس و س.ک.ص....پیرزنان فرتوت نان به دست....صندلی های لق و لوق اتوبوس های بین شهری و ساندیس های ولرم....فیلم های میلیاردی بیلیاردی گروه فشار  سابق!... روشنفکران سر خورده از ایسم ها و ایست ها....کارمندان له شده از بازی های سیاسی و یارانه های نقدی و فیش حقوق های اتو کشیده....سوپر مارکت های شیک و پیک با کولر گازی و فروشندگان عبوس و کم حوصله...مردان ژولیده از بنگ و روسپیان آلوده به ننگ....و فست فود های بی بو و خاصیت....

قرار نیست کشفی کنم یا چیزی را بکاوم....راه دوری نمی روم...اجتماع من از من شروع می شود که پشت پنجره ی اتاقم ایستاده ام و مردم را دید میزنم...لیوان چای را سر میکشم و ...تایپ میکنم.....اجتماع من از من شروع می شود...و من می نویسم همین هایی را که هست....خواندن از شما! 

به شدت استقبال می کنم از انتقادها...نظرها....و هر آنچه که ارزانی قلمم کنید. 

و دهه ی 90 خوبی را آرزو میکنم برای همه ی ما که از شتاب دقیقه ی نودی این روزگار به تنگ آمده ایم.......پاینده باشید.