X
تبلیغات
رایتل
جمعه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1390 @ 08:42 ب.ظ

شرارت های یک عدد فوضولچه

 

< ! دست آویز اول : تا الان متوجه شدید که وقتی یه آدم حرفی میزنه ، برای اینکه زیرش نزنه باید یک فشار عجیب غریبی رو تحمل کنه ؟

وروجک تو پستی که بعد از فوت مرحوم شیرزاد گذاشت نوشت که کامنت های این پست بی جواب میمونه و عذر خواهی هم کرد تازه ! بعد که  وارد کامنت دونی وروجک میشی ، می بینی از بس نمیتونه جواب کامنت نده و همینطور از طرفی هم نمی خواد زیر حرفش زده باشه  یه خط درمیون کامنت گذاشته و تو کامنت خودش جواب کامنت بازدید کننده ها رو داده !! خداییش خودمونیم وروجک چند کیلو پاسکل فشار بهت وارد شد تا خودت رو توی لیست شرارت های فوضولچه قرار بدی ؟؟؟

نکته ی دیگه ای که در مورد وروجک میشه اظهار داشت اینه که ایشون در نقش دستگاه سونوگرافی ظاهر شده !!  یعنی در همون کامنتدونی فوق الذکر ٬ مرد بودن یا نامرد بودن افراد رو تایید یا تکذیب می کرد  البته ایشون از سیستمی به عنوان جیغ بهره میبرد و به محض اینکه احساس میکرد فرد کامنت گذار مرد تشریف داره ، جیغ میزد و این نکته ذهن ما رو بدجور درگیر کرد که چرا جیغ ؟!! همش میگفت :"خداییش خیلی مرده جدا خیلی نامرده"

 

<!- دست آویز دوم : الهام که صاحب وبلاگ فارغ التحصیلان صمپاد ست ، واقعا استعدادش هدر رفته و واقعا شرایط این رو داشته که توی ویکی پدیا مشغول به کار بشه و تعاریف جدیدی برای اصطلاحات و کلمات ارائه کنه!

الی در اظهار نظری درخور توجه !! گفت :"من در نوع خودم آدم شجاعی هستم."  این درحالیه که ایشون تو همون پست گفت :"من موتوری که از کنارم رد میشه از ترس می چسبم به دیوار و یا این که از کوچه تنها رد نمیشم و ...."

زین پس فرهنگستان لغات پارسی  به هر گونه  موجود که ویژگی ها ی فوق را داشته باشد، شجاع گفته و رستم و افراسیاب و اینا برن کشکون رو بسابند تا زمانی که شیر زنانی مثل الی هستند !!!

اصلا فیلم شجاع دلbrave heart" " رو اول از رو شخصیت الی ساختن، بعد نقش اول رو دادن به یه آقاهه که اون بازی کنه !!

 

<! دست آویز سوم :  آقا شبت به خیر !! می گم تو مصداق ِ قضیه ی نسبیت زمان انیشتینی !! این بهنام با وبلاگ دو کلوم حرف حساب تا همین چند روز پیش در خواب زمستونی تشریف داشتن !! در حالی که دو هفته ای از رونمایی و انتشار مجله می گذشت ! ایشون تازه یادش افتاد که  مجله ای هم هست !! بعدش هم شاد و خندان اومده پست نوشته که دهه ی نود راه افتاد !!! برادر شما به خودش فشار نیار واسه بار شیشه خوب نیست !!! این پست بهنام حتی من رو هم شوکه کرد و فکر کردم که شماره ی جدید از مجله رفته و من ستونم رو ننوشتم !! البته شاید بهنام زمستون رو رد کرده باشه و در هوای بهار گیر کرده باشه اما به هر حال به توصیه ی من گوش کن :

بهنام جان عزیز دل برادر ! درسته هوای بهار خواب آوره اما دامن از کف نده دیگه برادر !!

 

<!  دست آویز چهارم : تصور کن اگه حتی تصور کردنش خیطه که شما عکس دو نفر رو بذاری توی بلاگت و بعد بیای کلی هم توضیح بدی راجع بهشون و اینکه چه خلق و خویی دارند و چند سالشونه و اینا ولی اصلا نگی اینا کی هستند ؟ از کجا اومدن ؟ چرا ما باید اینارو بشناسیم ؟ چه کار خاصی انجام دادن این دو نفر ؟ خب ، سرکار خانوم وانیا  در "برای فردای حافظه ام"  دست به همچین کاری زدند و عکس دو تا از گوگولوهای فامیل رو گذاشتند  توی بلاگ و از هر دری که فکرش رو بکنی حرف زدند الا اینکه بگه این بنده خداها کی هستند !! البته ایشون خودش فهمید که سوژه دست ما داده ، سریع  در پست بعد معرفی کرد افراد مذکور رو ئولی ای دل غافل ، دیگه دیر بود چون فوضولچه  آنچه که نباس می دید را دید !!!

 

<!  دست آویز پنجم : به عنوان حسن ختام عرض کنم خدمتتون که اگر قرار بود در انتخابات فصلی بلاگستون ٬ وبلاگی که بیشترین غلط تایپی رو داره مورد بررسی قرار بدیم ! یقین بدارید که کوآلا کوچولو با قاطعیت تمام ، رای می آورد !! از همین تریبون به نویسنده محترم بلاگ که می دونم آدم مفخم - مفخم نمی دونم یعنی چی اما به نظر کلمه ی فاخریه -  بزرگوار و خیلی هم خوش ذوق هست اعلام میکنم که عزیز دل برادر لطف کن و قبل از انتشار پست یه نگاه بهش بنداز !!!

 

ممنوناتیم که خوندینمون و لطف کنید حواس پرت باشید که ما کار و بارمون رونق بگیره !!